قلب من !

من دگر از عشق هم دل کنده ام

قالب احساس را بشکسته ام

در درون قلب من آتش به پاست

سوز این خود سوزی در چشمم به راست

دست در دل میزند ابری چموش

سوز دل سرمی کشد چشمی خموش

اشک بر هم می زند سوز دلم

اتش دل می شود همخانه ام

آه از این سوز وگداز و ماجرا

قلب در بر می کشد حس مرا

من دگر یشکسته ام باور کنید

تا رها باشم، مرا آتش زنید

قلب وعشق با هم که رفت از خاطرم

من دگر از دست خویش آواره ام

قلب من، آرام باش یابم تورا

در میان سینه ام خواهم تورا...

 

/ 18 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

بسیار زیبا بود.متشکرم.

یاسی

سلام وبلاگ پرمحتوایی دارید فروزان جان.به وبلاگ من هم سر بزنی خوشحال میشم خانومم.

منا

سلام عزیز دلم چرا اینقدر غم داری؟[ناراحت]گلم خیلی قشنگ شعر گفتی.[لبخند]

منا

سلام عزیز دلم چرا اینقدر غم داری؟[ناراحت]گلم خیلی قشنگ شعر گفتی.[لبخند]

پارسا

با دوست عشق زیباست با یار بی قراری از دوست درد ماندو از یار یادگاری....

علیزاده

سلام خوبی مطالبتون عالیه به من هم سری بزنید

دم مسیحا

سلام خانومی... چرا نیستی کجایی؟ دلم برات تنگه یه خبری از خودت به ما بده.... می بوسمت...